|
|
|
|
|
شبهای بلند بی عبادت چه کنم ؟ این تن به گناه کرده عادت چه کنم؟ یاران همه گویند خدا می بخشد . گیرم که ببخشد ، زخجالت چه کنم؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 23:16 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بی وفا ، حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟ نازنینم ما به ناز تو جوانی داده ایم . دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا ؟ عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست . من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 23:10 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
در حضور خارها هم می شود یك یاس بود |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 0:6 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان کرديم ... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 10:53 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست.... یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست... ساقیا امشب مخالف می نوازد ساز تو... یا که من مست و خرابم یا که تارت تار نیست... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 0:1 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
پروردگارا |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 23:23 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 23:1 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 22:57 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
ديدی غزلی سرود؟ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 22:54 توسط جواد
|
|
||
|
|
|
|
|
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني ِ حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 22:52 توسط جواد
|
|
||